۱۳۹۲ – (۱۵ مهرماه)

آثار طلاق عاطفی _روانی مخرب تر از طلاق واقعی است

منصوره رحماندوست،روانشناس و مشاوره خانواده در گفتگو با خبرنگار شبستان با بیان اینکه ما دو نوع طلاق داریم یکی طلاق ثبتی و دیگری طلاق عاطفی و روانی گفت: تفاوت طلاق ثبتی با عاطفی این است که زوجها بعد از رسیدن به یک طلاق عاطفی اقدام به این نوع طلاق ثبتی می کنند ،اما در طلاق عاطفی و روانی امکان دارد زن و شوهر سالهای سال در یک خانه و زیر یک سقف زندگی کنند اما فرسنگ ها از هم فاصله دارند که شاید یکی از دلایل این نوع زندگی قبح و زشتی طلاق ثبتی در نزد مردم می باشد انها حاضرند سالهای سال با شکاف عمیقی که بین خودشان است زندگی عادی و معمولی خود را به صورت بازیگرانه به جلو ببرند اما نمی دانند ضربه های روحی و روانی این نوع با هم بودن بسیار عمیقتر از جدایی و طلاق واقعی است به ویژه اگر فرزند داشته باشند.
وی با بیان اینکه در طلاق های عاطفی روانی افراد به دنبال ضعف ها و کمبودهای طرف مقابل بوده و از آن طریق او را آزار می دهد خاطرنشان کرد: در طلاق های عاطفی و روانی زوجین از مشاوره و افراد متخصص کمک نمی گیرند اما به هر کسی که فکر می کنند انها را تایید می کنند راز زندگیشان را می گویند و هر کدام به دنبال بارگیری و ائتلاف با دیگر اعضای خانواده هستند و هر چه را دوست دارند می شنوند و هر چه را دوست دارند می گویند. رحماندوست به دلایل طلاق های عاطفی اشاره کرد و افزود: طلاق های عاطفی دلایل مختلفی دارند. یکی از مهمترین آنها انتخاب غلط زوجین می باشد به هر دلیلی انتخاب می کنند و به مرور متوجه می شوند که اشتباه کرده اند، دلیل انتخاب غلط آنها نیز یا به اجبار خانواده است یا دوستی هایی که فکر می کردند بعداً می توانند در کنار هم زندگی خوشبختی داشته باشند و یا برای فرار از مشکلات زندگی و فشارهای اجتماعی می باشد. در یک جمله عادی و معمولی می توانیم بگوییم که آنها فقط به فکر یک سری نیازهای آنی بوده اند و تصور می کردند می توانند از این طریق به آرامش برسند. این روانشناس با اشاره به ویژگی های طلاق عاطفی و روانی خاطرنشان کرد: در این نوع طلاق ها زن و شوهر با یکدیگر خوش رفتار و خوش برخورد نیستند، رازهای خود را با دیگران در میان می گذارند. ارتباط عاطفی و جنسی آنها به مرور کمتر شده و اگر هم است فقط در حد پاسخگویی یک طرف می باشد. وی با بیان اینکه فرزندان در این زندگی همیشه باید نقش میانجی داشته باشند و یا به طرف یکی از آنها سوگیری کند خاطرنشان کرد: در این نوع خانواده ها معمولاً یا پدر یا مادر بر فرزندان منت گذاری می کنند و می گویند به خاطر تو ماندم و تحمل کردم و همچنین جرات در میان گذاشتن طلاق قانونی را هم که اتفاق بیفتد را ندارند. این مشاور خانواده در ادامه اظهار کرد: همچنین کمبودهای طرف مقابل خیلی آزارشان می دهد و این موارد را با طعنه ، تحقیر و کنایه مطرح می کنند. مرزهای ارتباطی و حریم روابط بین آنها به هم می خورد یعنی مرز پدری ،مادری، همسری و فرزندی به هم می خورد در نتیجه احتمال تبدیل شدن خانواده آنها به یک خانواده آشفته و بزه بسیار بالا می باشد. وی با بیان اینکه ازدواجهای اجباری از دیگر عوامل ایجاد کننده طلاق های عاطفی و روانی است خاطرنشان کرد: رشد تحصیلی اقتصادی، اجتماعی یکی از زوجین که به مرور زمان فاصله بین خود و همسر ایجاد می کند نیز از دیگر مواردی است که باعث ایجاد طلاق های عاطفی و روانی در جامعه می شود.