۱۳۹۲ – (۱۸ اسفند ماه )

پیامدهای طلاق عاطفی در گفت وگوی شفقنا زندگی با منصوره رحماندوست

"فرزندان در طلاق عاطفی بیش از طلاق رسمی آسیب می بینند": پیامدهای طلاق عاطفی در گفت وگوی شفقنا زندگی با منصوره رحماندوست

شفقنا زندگی- یک مشاور خانواده و ازدواج با بیان اینکه هر طلاق رسمی و ثبتی که اتفاق می افتد حتما قبل از آن طلاق عاطفی – روانی صورت گرفته است، گفت: بعضی افراد با طلاق عاطفی – روانی کنار می آیند ولی بعضی از زوجین آن را تبدیل به جدایی دایمی می کنند. طلاق های عاطفی به دلایل مختلف در خانواده های ما کتمان می شود. یکی از دلایل آن به خاطر قبح طلاق در بین مردم است به همین دلیل زوجین حاضرند با روابط سرد و بی روح همدیگر کنار بیایند تا موقعیت خود را در فامیل و اجتماع از دست ندهند.

منصوره رحماندوست در گفت وگو با خبرنگار شفقنا زندگی اظهار کرد: در طلاق عاطفی زن و شوهر حرف دلشان را با هم نمی گویند، اما رفتارهای بیرونی متفاوت از خود نشان می دهند. بیشتر ظاهر گرایی کرده، ارتباط جنسی بسیار کم رنگی دارند. در این طلاق ها از گویش عاطفی بین زن و شوهر خبری نیست و امکان دارد که ساعتها پیش هم باشند اما فاصله زیادی بین آنها دیده می شود. در این نوع زندگی هر کسی میدان جنگی را برای خودش ایجاد می کند و در بهترین شرایط این میدان به میدان معامله تغییر پیدا می کند.

 

چهار میدان زندگی در زندگی زن و شوهرها

این کارشناس خانواده افزود: چهار میدان را در زندگی ها برای مراجعینم ترسیم می کنم؛ یکی میدان جنگ است که در این میدان همیشه یکی از زوجین بازنده و دیگری بازنده است و هر کدام در حذف یکدیگر تلاش می کنند. میدان بعدی میدان معامله است یعنی قرار بر حذف دیگری نیست اما برد و باخت در آن معنا پیدا  و هدف اصلی قرار می گیرد. در این خانواده ها نیز بچه ها به خوبی تربیت نمی شود و در آینده خود این فرزندان همه زندگی را در چارچوب و ساختار معامله می بینند. نوع سوم زندگی میدان رفاقت است که در این میدان قرار بر آزار یکدیگر نیست، یعنی اگر عشق و عاطفه ی کمی وجود دارد،  ولی سازگاری در آن بالاست. این زوج ها  سعی می کنند در زندگی برای هم آرامش ایجاد کنند و همدیگر را بپذیرند. میدان چهارم میدان عشق است که در حال حاضر در بین خانواده های ما بسیار کمرنگ دیده می شود.

در طلاق عاطفی، زندگی میدان جنگ است

او اظهار کرد: بنابراین در طلاق عاطفی زندگی میدان جنگ است و در بهترین شرایط میدان معامله می شود که برد و باخت در آن وجود دارد. گاهی بچه ها در این نوع میدان مورد معامله واقع می شوند و در بدگویی ها، بی محبتی ها نمی دانند که واقعا حق از آن کدام یک از والدینشان می باشد. در طلاق عاطفی زن و شوهر پایشان برای رسیدن به محبت های عمیق می لغزد، یعنی نیازهای عاطفی را در جای دیگر جستجو می کنند و امکان انحراف در این زندگی بیشتر است. در این زندگی ها بچه ها سرگردانند و این خانواده از نظر روانشناسان خانواده آشفته محسوب می شود.

رحماندوست با اشاره به اینکه بچه ها در هر دو نوع از طلاق ضربه می خورند اما در طلاق عاطفی این ضربه دو چندان است گفت: در طلاق رسمی بچه ها بعد از مدتی به این شناخت می رسد که پدر و مادر را باید جدا بپذیرد ولی در طلاق عاطفی بچه به این سطح از درک نمی رسد یعنی به سامان شدن بچه ها در طلاق عاطفی دیرتر از طلاق رسمی اتفاق می افتد.

اگر زن و شوهر  با یکدیگر خوب باشند می توانند مادر و پدر موفقی هم باشند

این کارشناس خانواده افزود: موافق با حضانت بچه توسط مردان هستم چون اگر در جامعه ما مرد طلاق می گیرد بچه را هم به دست مادر بسپرد خیلی راحت تر زندگی خواهد کرد و در زندگی بعدی موفق تر خواهد بود اما خانم ها در جامعه ما حتی بعد از به هم خوردن نامزدی نیز به عنوان زن مطلقه شناخته می شوند به همین دلیل در انتخاب شدن از امتیاز کمتری برخوردار است. مطمئنا یک خانم مطلقه بچه دار برای ازدواج مجدد از موقعیت سخت تری برخوردار است. قابل ذکر است که زن و مرد نباید صرفا به خاطر بچه ها با هم زندگی کنند. اگر زن و شوهر  با یکدیگر خوب باشند می توانند مادر و پدر موفقی باشند. به طور کلی زن و شوهر خوب می توانند فرزندان خوبی برای والدینشان و عضو مفیدی برای جامعه باشند.

او تصریح کرد: ای کاش بچه هایی که پدر و مادر آنها از هم جدا شده اند از آن یکی از زوجین می بودند تا کمتر دچار سردرگمی و چند گونه تربیتی شوند زیرا کودکان تا زمانی که به عقل و درایت برسند نمی توانند بفهمند که کدام یک از والدینشان را تایید و یا رد کنند و درک نمی کنند که اگر روزی آنها با هم وصلت کرده اند چرا امروز از هم جدا هستند. اگر شرایطی پیش آید که بچه ها بین پدر و مادر رد و بدل شوند (مخصوصا بچه های زیر هفت سال) ممکن است در آینده تبدیل به افراد انتقام جو شوند و رفتار های نا به هنجار از خود بروز دهند.

این کارشناس خانواده به نکته قابل تاملی اشاره کرد و گفت: فرزندان پدر و مادری که طلاق ثبتی می گیرند، راحت تر با جدایی والدین خود کنار می آیند تا فرزندانی که پدر و مادرشان دچار طلاق عاطفی – روانی هستند.

این کارشناس در پاسخ به این سوال که آیا مرگ یکی از والدین ضربه بیشتری به بچه ها وارد می کند یا طلاق عاطفی – روانی گفت: وقتی فرزندی پدر یا مادر خود را از دست می دهد به او آموزش داده می شود که فقط یکی از این والدین را دارد و با نداشتن یکی از والدین خود را تطبیق دهد. اما در این شرایط هم پدر و مادر را دارد و هم ندارد که این حالت برای بچه ها حیرانی و سرگردانی ایجاد خواهد کرد و باعث از بین رفتن اعتماد به نفس بچه ها خواهد شد. در این شرایط بدگویی هایی که از طرف یکی از والدین به دیگری برای بچه ها گفته می شود مخرب می باشد. یکی از مشکلات در روابط زن و مرد بعد از طلاق این است که تحویل بچه ها در کلانتری ها صورت می گیرد و این تصویر بدی را در ذهن کودک ایجاد می کند و حتی در مواقعی بچه ها ترجیح می دهند پدر و یا مادر خود را نبینند چون برای دیدن آنها محیطهای نا خوشایندی تعیین می شود.

رحماندوست در پاسخ به این سوال که چطور پدر و مادر ها می توانند از هم جدا باشند اما برای بچه های خود پدر و مادری کنند تصریح کرد:  این به علل جدایی و طلاق آنها بر می گردد. مثلا وقتی زن و مردی به هر دلیل، دیگر جاذبه همسری برای هم ندارند جدا می شوند و آزار و شکنجه ای نیز صورت نمی گیرد می توانند برنامه ریزی مناسبی نیز برای ملاقات فرزندانشان داشته باشند.

چگونه می توان خوب طلاق گرفت؟

او در پاسخ به این سوال که چه طور می توان خوب طلاق گرفت اظهار کرد: طلاق زشت است اما وقتی مجبور هستیم که اتفاق بی افتد پس باید راه کاری برای آن تنظیم نمود که به بهترین شرایط اتفاق بیافتد و به دنبال گرو کشی ها و کینه توزیها و انتقام گرفتن از طرف مقابل نباشد. زن و مرد باید این نکته را مد نظر قرار دهند که هر کدام با تمام بدی ها و مشکلاتی که دارند برای فرزند خود پدر و مادر هستند پس حرمت پدری و مادری نباید از بین برود بنابراین باید بگویم” اگر طلاق می گیرید خوب طلاق بگیرید” یعنی حرمت ها شکسته نشود، حرمت پدر و مادری را در نگاه فرزندانتان از بین نبرید، شخصیت اجتماعی همدیگر را خراب نکنید و آبروریزی در محیط کار و خانواده ها به بار نیاورید. بار ها شاهد طلاقهایی بوده ام که بعد از مدتها به آشتی و ازدواج مجدد تبدیل شده است که یکی از دلایل مهم آن رعایت احترام و حریم طرفینی بوده است.اما اگر این حرمت شکنی ها صورت بگیرد درصد وصل و برگشت مجدد را بسیار کم می کند.