۱۳۹۲ – (۲۶ دی ماه )

در گفتگو با منصوره رحماندوست مشاور ازدواج، محقق و مدرس حوزه و دانشگاه
سن ازدواج به شدت بالا رفته است!

26 Dey 1392

علل “طلاق” در هر کشوری با توجه به فرهنگ،‌ شیوه و سبک زندگی مردم و اعتقادات و باورهای آنان می‌تواند متفاوت باشد. به عبارتی، برای آسیب‌شناسی علل بروز طلاق در یک جامعه باید با آگاهی از بافت فکری و فرهنگی مردم و ساختار بینش و منش اجتماعی آنها اظهار نظر کرد. منصوره رحماندوست مشاور ازدواج و مدرس و محقق در زمینه امور خانوادگی معتقد است که دخالت خانواده‌ها یکی از علل “طلاق” در کشور ماست.

وی که در ۲۲ سال گذشته به امور مشاوره‌ای پرداخته و سابقه سرپرستی امور زنان وزارت آموزش و پرورش و تدریس در حوزه و دانشگاه را در کارنامه خود دارد، می‌گوید: “عدم شناخت صحیح قبل از ازدواج زوجین از دیگر عوامل سبب‌ساز طلاق در کشور است.” به گفته رحماندوست سن ازدواج در کشور به شدت بالا رفته است و به علت کمرنگ شدن مسئولیت‌پذیری در جوان‌ها، جامعه به سمتی می‌رود که نیاز به ازدواج در ابعاد دیگری غیر از ازدواج دائم و پا بر جا، پاسخ می‌گیرد!
کارشناس صدا و سیما در امور ازدواج و خانواده خاطر نشان می‌کند که دور شدن از معنویات و اخلاقیات به درگیری‌ها و کشمکش‌ها دامن می‌زند و کمرنگ شدن آموزه‌های دینی در جامعه موجب تشدید طلاق می‌شود. وی موافق با عقد طولانی نیست و هیچ ازدواجی را بدون توافق خانواده‌ها تایید نمی‌کند.

رحماندوست از ناهماهنگی دستگاه‌های مختلف در ارائه آموزش‌های مناسب برای زوجین و جوان‌ها در راستای کسب مهارت زندگی گله‌مند است و توصیه می‌کند که نویسندگان، صاحب‌نظران، برنامه‌ریزان و مدرسین امور خانواده در تعامل با یکدیگر بهترین روش‌ها را پیشنهاد بدهند و در یک مسیر و با یک هدف حرکت کنند. در این گفتگو همسر شهید ابوالقاسم ترابی از دوران دفاع مقدس و زندگی مشترک عاشقانه ۱۰ ساله خود سخن گفته است. این گفتگو فرا رویتان قرار دارد.

– با توجه به اینکه شما مشاور خانواده و ازدواج هستید بفرمایید، چرا آمار طلاق در کشور رو به افزایش است؟
معمولا عواملی که منجر به طلاق زوجین می‌شود، در سه تا پنج سال ابتدایی زندگی مشترک بروز می‌کند. لذا مدتی است که به کمک تعدادی از همکارانم در مراکز مشاوره و کلینیک ها در خصوص آفت‌های این دوره زمانی کار می‌کنیم، زیرا ریشه اختلافات را باید در این دوران جستجو کرد. به نظر من یکی از عوامل طلاق، عدم شناخت صحیح قبل از ازدواج زوجین از یکدیگر است. دیگری برخوردهای احساسی و  بدون منطق در این دوران است. عدم کسب مهارت‌های زندگی نیز یکی دیگر از عوامل طلاق می باشد. قابل تاکید است که بی توجهی به تفاوت‌های فکری و روحی زن و مرد، از عوامل مهم اختلافات است. پایین بودن قدرت سازگاری و تفاهم در زوجین از جمله مواردی است که باعث بالا رفتن آمار طلاق می‌شود. یکی از مسائلی که زوجین در سال‌های اولیه ازدواج دارند این است که می‌خواهند رفتار طرف مقابل را مطابق با سلایق خود تغییر دهند! به عبارتی هر کس سعی می‌کند دیگری را مطابق روش تربیتی خانواده خود و آنچه از نظر او ایده‌آل تعریف می‌شود، تغییر بدهد و یا روی او تاثیر بگذارد.

– آیا این مسئله می‌تواند موجب اختلافات بنیادین در آینده بشود و حتی به طلاق زوجین از هم بیانجامد؟!
بلی، معمولا زوجین سعی می‌کنند در طرف مقابل تغییر ایجاد کنند و این در حالی است که به واقع هیچ کس نمی‌تواند فردی را تغییر دهد مگر اینکه خودش بخواهد! قرآن کریم در آیه یازدهم سوره رعد نیز اشاره می فرماید: هیچ کس تغییر نمی‌کند مگر اینکه خود بخواهد. بعضی از جوان‌ها در ابتدای ازدواج به “تفاوت‌ها” فکر نمی‌کنند و با خود می‌گویند: “جلو می‌روم و او را تغییر می‌دهم”. بعد در سال‌های اول و دوم اختلافات بروز می‌کند و در سال سوم مشکلات لاینحل به نظر می‌رسند و به طلاق می‌انجامد. باید به این نکته توجه داشت که هر کس با ارائه خودش می‌تواند خود را تغییر دهد.

– بسیاری از خانواده‌ها برای شناخت بیشتر زوجین دوران طولانی عقد را پیشنهاد می‌کنند، نظر شما چیست ؟
به نظر من عقدهای طولانی ناسازگاری و سردرگمی ایجاد می‌کند. نیاز های عاطفی، ناتوانی در تصمیم گیری و نداشتن اصول صحیح در برنامه ریزی زندگی، از آسیب های دوران عقد است که می تواند اثرات منفی آن به درون زندگی بعد از ازدواج کشیده شود. یکی دیگر از عوامل اثرگذار در روند طلاق دخالت خانواده هاست، که با رفتار های مدیریت نشده و گاهی نا پخته، عامل مخرّبی در زندگی زوجین می شود.

– علت اصلی طلاق چیست؟
لازم به ذکر است علت اصلی طلاق “عدم شناخت کافی زوجین از مهارتهای اساسی زندگی” و “عدم شناخت زوجین از تفاوتهای موجود میان زن و مرد” است. هر چند کلاسهای آموزش برای جوانان، قبل و بعد از ازدواج در کشور از طریق دانشگاهها و مراکز مختلف برگذار می شود، اما متاسفانه در این آموزشها هماهنگی و نیاز سنجی، بسیار کمرنگ است. هماهنگی لازم بین متولیان ارائه آموزشها به زوجین، می تواند تاثیر به سزایی در جلوگیری از طلاق داشته باشد.

– آیا آموزه های دینی و اخلاقی می تواند مانعی برای طلاق باشد؟!
معتقدم اگر در زمینه آموزش زوجین و جوان‌ها، همسویی وجود داشته باشد، نتایج خوبی در پی خواهد داشت. دور شدن از معنویات و اخلاقیات به درگیری‌ها و کشمکش‌ها در جامعه دامن می‌زند. اگر در جامعه توکل و صبر و تکیه بر ارزش‌های اخلاقی گسترش پیدا کند بسیاری از آسیب‌های اجتماعی خود به خود درمان می‌شوند و زمینه ظهور پیدا نمی‌کنند. کمرنگ شدن آموزه‌های دینی و همچنین نگرش افراط گونه به آن در جامعه موجب به گسسته شدن تار و پود زندگی زناشویی می‌شود.

– یکی از سئوالات مهم جوانان هنگام ازدواج این است که اگر خانواده‌ها موافق نباشند ولی زوجین تفاهم داشته باشند، این ازدواج مناسب است؟
تقریبا هیچ ازدواجی را بدون توافق خانواده‌ها تایید و یا توصیه نمی‌کنم. چرا که مطمئن هستم که اگر خانواده‌ها موافق ازدواج نباشند پس از مدتی اختلافات زوجین پدیدار و دردسرساز می‌شود. نظر خانواده و یا به عبارتی توافق والدین در ازدواج فرزندشان بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است. توافق خانواده ها می تواند تکیه گاهی در ابعاد مختلف برای زندگی زوجین باشد. لازم به یادآوری است که همه جوانان از ما والدین انتظار پختگی در رفتار، درایت و تصمیم گیری هایی منطقی و صحیح را دارند.

– توصیه شما به برنامه‌ریزان برای کاهش روند طلاق در کشور چیست؟
معتقدم صاحبان قلم با نوشتن کتابهای کوچک و کم حجم و البته کاربردی، با محوریت مهارتهای اساسی زندگی، خودشناسی و رشد اعتماد به نفی، هدف از ازدواج، شناخت تفاوتهای فردی و … می توانند خدمت شایانی به نسل جوان ما در ازدواج بنمایند. کارگاههای آمزشی نیز سهم به سزایی در دانش افزایی جوانان خواهد داشت.

– توصیه شما به زوجین برای استحکام خانواده چیست؟
اشاره می کنم به آیه ۲۱ سوره روم، که علاوه بر عشق و محبت داشتن به هم، بروز کلامی آن را نیز تاکید می کند. لذا به کارگیری مهارتهای گفتاری و هچنین عدم قضاوت های عجولانه، برنامه ریزی صحیح در ابعاد مختلف زندگی ، رعایت احترام نسبت به همسر و خانواده اش، می تواند از عوامل استحکام بخشی خانواده باشد.

– از آنجا که به دلیل کار مشاوره با جوان‌ها سر و کار دارید بفرمایید در حال حاضر جوان‌ها برای ازدواج با چه مشکلاتی مواجه هستند؟
متاسفانه جامعه به سمتی می‌رود که نیاز به ازدواج جوان‌ها در ابعاد دیگری غیر از ازدواج دائم و پابرجا پاسخ می‌گیرد. این موضوع خطرناک است زیرا “مسئولیت‌پذیری” کمرنگ می‌شود. سن ازدواج به شدت بالا رفته است. به نظر من باید روی آفت‌های ازدواج در ایران کار کارشناسی صورت بگیرد. چشم بستن روی یکسری واقعیت‌های اجتماعی، مسئله  را حل نمی‌کند. می باید مشکلات اقتصادی و اجتماعی، عدم مسئولیت پذیری، عدم بلوغ در امور فکری، عاطفی، هیجانی و … بررسی و آسیب شناسی لازم در خصوص آنها صورت گیرد.

– بعضی از صاحب‌نظران معتقدند که اغلب معضلات اجتماعی ریشه در تربیت فرد در دوران کودکی و عوامل ژنتیکی دارد و حتی بروز طلاق و یا بالا رفتن سن ازدواج به علت عدم مسئولیت‌پذیری را حاصل تربیت ناصحیح فرزند و نابسامانی‌های فکری و فرهنگی و سبک زندگی فرد در دوره خردسالی می‌دانند نظر شما چیست؟
نکته مهم آن است که غالبا نگاه والدین به تربیت کودکانشان، نگاهی مقطعی است، در حالی که جوان امروز، نوجوان و کودک دیروز است. اگر آموزشها سلسه وار صورت گیرد و در کنار رشد فرزند، والدین نیز خود را مجهز به علوم تربیتی مورد نیاز هر مرحله از دوره رشد فرزندانشان نمایند، مسلما جوانانی سالم و موفق تربیت خواهند نمود. لازم به ذکر است در حال حاضر مسئله توجه کاذب والدین به تک فرزندی و یا تعداد کم فرزندان به نوعی دیگر مسئولیت پذیری جوان امروز را زیر سئوال برده است. تا زمانی که خانواده ها صرفا به دنبال کسب امتیازات تحصیلی و دانشگاهی برای فرزندانشان باشند،  و از آموزش رشد هیجانی جهت مدیریت هیجانها غافل باشند، مطمئنا  فرزندانی موفق نخواهند داشت. لذا خانواده باید بیش از هر چیز به مسئولیت پذیری، سازگاری، بالا بردن قدرت تطبیق و توجه به کرامت انسانی، در رشد جوانانشان همت کنند.

ریکا حسامی – ۲۶ دی ماه ۱۳۹۲